تبليغاتX
urmu=azerbaycan -
 
urmu=azerbaycan
 
 
ای شهر اورومی یئنه باشیندا نه لر وار
 


 








دوستانی که می شناسیم و زندان بان هایشان

8/10/2008


شناسیمشان،افرادی چون سجادرادمهر،فراز زهتاب ،آیدین خواجه ای، داریوش حاتمی ودیگر دوستان دربندمان که درلحظه به لحظه تماشای فیلم تصاویرشان درذهنم مجسم می شد واحساس دوگانه ای توام با افتخار ونوعی دلتنگی برایم می آفرید



دوستانی که می شناسیم و زندان بان هایشان

                                                                                    مهدی.ع

برنامه هفته قبل سینما یک، فیلم  خداحافظ بوفانا بود، فیلمی در ستایش آزادی ومبارزه که محتوای آن در مورد شخصیت والای انسانی رهبر آفریقای جنوبی نلسون ماندلا طرح ریزی شده بود. سکانس افتتاحیه فیلم با تصاویری از مبارزان سیاه غل وزنجیر شده ودر حال انتقال به جزیره روبن شروع  ودر ادامه با فوکوس  بر نگهبانان سفید پوستی  که نژادپرستی ودشمنی با سیاهان در رفتارشان نمود بارزی دارد  به هیچ وجه شروعی امیدوارکننده ندارد. اما گویا حکایت در جزیره روبن از قرار دیگری است،در این جزیره مادیبا ویا همان ماندلای آفریقا، تمامی ناملایمات و وبدرفتاریها راکه درجهت تخریب وتحقیر شخصیت خود ویارانش می باشد با ایمان واعتقادی راسخ پاسخ می دهد ودر طی تغییر وتحولاتی که در فیلم اتفاق می افتد زندانبان ماندلا که در ابتدای فیلم به عنوان انسانی نژادپرست به تماشاگران معرفی می شود به مرور تحت تاثیر کاراکتر ماندلا به مبارزه او ویارانش ایمان پیدا میکند وگویا این طلیعه ای است برتغییر نگرش و رفتار سفیدپوستان ودر نهایت پیروزی بزرگ ملت آفریقای جنوبی، جایی که ماندلای پیر درانتهای فیلم بعداز قریب به سی سال زندان درمیان استقبال مردم آفریقا نوید روزهای خوشی رابه آنان می دهد واین معجزه ای است که در طول فیلم روی می دهد، معجزه ای بنام تدوام مبارزه وحفظ روحیه وایمان به آرمان وهدف خود.

واقعیت این است که در طول تماشای این فیلم زیبا نکته ای که ذهن مرا به خود مشغول کرده بود شباهت های موجود وضعیت امروز ما با سیاهان آفریقای جنوبی بود، اگرروزی و روزگاری درآفریقا رژیم آپارتاید جدایی نژادی سیاهان و سفیدپوستان را پیشه ساخته وهویت آنان را لگدمال می کرد انگار این اتفاق به گونه ای دیگردرآذربایجان ما درحال تکرار است. حاکمیتی مبتنی برسلطه وتفوق یک ملت برملت های دیگردر ایران شکل گرفته است . دراین سیستم انسان آذربایجانی سلب هویت می شود واگر خیلی خوش شانس باشد عنوان شهروند درجه دو را یدک می کشد و تبعیض وتحقیربه عنصری ملموس در زندگانی او بدل می شود.

از سویی علاوه برشباهت های غیر قابل انکار بین سیستم های حکومتی دو کشور یک نکته مشترک دیگر نیز وجود دارد وآن وجود مردان وزنانی است که بنام ملت خود ودر دفاع از هویت وهستی آنان فریاد اعتراض سربرآورده اند، اگر در آفریقای جنوبی این ماندلا ویارانش بودند که با اعتراض خود آفریقایی جدید با حقوق برابربرای تمامی سیاهان وسفیدان بدست آوردند وکرامت انسانی را به سیاهان  برگرداندند امروز آذربایجان به ندای حق طلبی کسانی گوش فرا داده است که دغدغه ونگرانی مشترکشان فراموشی هویت انسانی وپایمال شدن حقوق ملت آذربایجان می باشد.

کسانی که در بین ما زندگی می کنند وما می شناسیمشان،افرادی چون سجادرادمهر،فراز زهتاب ،آیدین خواجه ای، داریوش حاتمی ودیگر دوستان دربندمان که درلحظه به لحظه تماشای فیلم تصاویرشان درذهنم مجسم می شد واحساس دوگانه ای توام با افتخار ونوعی دلتنگی برایم می آفرید وتماشای فیلم رابرایم لذت بخش تر می کرد.

ودر نهایت آنچه که مرا به آینده امان امیدوار می کند شناختی است که از این دوستان دارم ،من درعمق کلام سجاد،فراز وآیدین همان ایمان و اعتقادی راسراغ گرفته ام که درسخنان ماندلا متبلور بود ودرسیمایشان همان جدیت وتوانایی رادیده ام که از ماندلا ویارانش درفیلم به تصویر کشیده شده بود واین همان فرمولی بود که منجربه موفقیت آفریقا وماندلا شد.

 من مطمئن هستم که سجاد،فراز وآیدین با همان خصوصیاتی که از آنان سراغ داریم زندانبان ها وبازجوهای خود را دربازداشتگاهها به فکر درخواهند آورد وشاید هم زندانبانان آذربایجان رابه خواندن منشور آزادی آذربایجان فرامی خوانند بسان منشور آزادی که گریگوری زندانبان ماندلا به توصیه او خواند وشیفته راه آزادی شد و شاید روزی فرابرسد که زندانبان های اذربایجان همنوا با ما سرود آزادی را سر دهند و شاید...

 




tree


.



Kaynak :
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت   توسط ارمو  | 
 
  بالا